گذشته در دفتر قم مقام معظم رهبری ایراد شده است و بهمناسبت ایام ماه مبارک رمضام، متناوباً طی روزهای آینده تقدیم کاربران گرامی خواهد شد:
وَالصّلاةُ وَ السّلامُ عَلى سَيدِ الانبياءِ وَ المّرسَلين، حَبيبِ اِلهِ العالَمين اَبىالْقاسِم مُحمّد، وَ عَلى آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرين المَعصومين.
خداى متعال را شاكريم كه توفيقى عنايت فرمود بار ديگر ماه رمضان را درك كنيم و از اين خوان گستردهى الهى بهرهمند شويم. اميدواريم خداى متعال به ما هم توفيق توبه نصوح و استفاده از بركات اين ماه شريف مرحمت بفرمايد.
مناجات يعنى چه؟
شايد در عرف ما مناجات همين مراسمى باشد كه سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها يا در مأذنهها، كسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهايى مىخوانند؛ ولى اين كيفيتها منظور نيست. كلمهى مناجات كه با كلمهى نجوا همخانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت كردن است. بعضى اصل مناجات را رازگويى قرار دادهاند. بعضى روى خلوت بودنش تكيه كردهاند و گفتهاند اصل معنا همان در خلوتبودن و خصوصىبودن صحبت است. اما وقتى در ميان جمعى دو نفر مىخواهند خصوصى صحبت كنند كه ديگرى نشنود ناچار آرام صحبت مىكنند؛ پس آرام صحبت كردن يا سرّى صحبت كردن اصل مناجات نيست. اصلش اين است كه گفتگو خصوصى باشد كه از يك طرف لازمهاش در خلوت بودن است، و از يك طرف آهسته صحبت كردن.
مناجات خواندن يا مناجات كردن؟!
بنابراين مناجات با آهسته صحبت كردن بيشتر مناسبت دارد تا فرياد كشيدن و آواز خواندن. آنها خواندن مناجات است نه مناجات كردن. مثل اينكه دعاهايى كه مىخوانيم دعا كردن نيست؛ بيشتر خواندن دعاست. يعنى دعايى است كه پيامبر9 و ائمهى اطهار: و اولياء خدا آن دعا را در يك موقعيت خاصى گفتهاند و ما آن را مىخوانيم و غالباً به صورت حكايت است و قصد انشاء در بسيارى از موارد نيست. بسيارند كسانى كه دعا مىكنند يا اصلاً معنىاش را نمىدانند يا توجه به معنايش ندارند. يعنى دعا مىخوانند؛ نمىشود گفت دعا مىكنند. مناجاتها هم كه بلند خوانده مىشود و گاهى به معنايش هم توجهى نيست، مناجات كردن نيست؛ اين مناجات نامه خواندن است.
مناجات با...؟
مناجات مىتواند بين دو انسان، بين انسان و خدا و مىتواند بين خدا و انسان باشد. در قرآن شريف آياتى داريم مربوط به در گوشى گفتن مردم با همديگر. زمانى كسانى براى اينكه خودشان را نزديك به پيامبر اكرم(ص) نشان بدهند، براى خودشان يك تعيّنى قائل بودند، مىآمدند نزديك به پيغمبر مىنشستند تا خصوصى با پيغمبر اكرم صحبت كنند. كسانى هم بودند كه ايمان واقعى نداشتند يا منافق بودند مىخواستند حرفهايى بزنند كه ساير مؤمنين اطلاع نداشته باشند. گاهى هم عليه مؤمنين توطئههايى مىكردند. آنها هم آرام صحبت مىكردند تا ديگران نشنوند، مؤمنان هم از اين درگوشى گفتنها ناراحت مىشدند. در آن موردى كه مىخواستند با پيغمبر اكرم(ص) خصوصى صحبت كنند، آيهاى نازل شد: كسانى كه مىخواهند با پيغمبر درگوشى صحبت كنند، بايد صدقهاى بدهند. آن وقت اجازه داده مىشود كه با پيغمبر صحبت كنند؛ «فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً1» اما هيچ كس به اين آيه عمل نكرد...
ادامه مطلب را بخوانید.

حلول ماه مبارک رمضان مبارکباد




التماس دعا

فرا رسیدن میلاد حضرت مهدی مبارک باد



فرا رسیدن میلاد حضرت مهدی مبارک باد

مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست
بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست
همه گویند که در حسرت دیدار منند
لیک در گفته این طایفه کرداری نیست
ای که دائم در دعایی که ببینی رخ من
تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست



حضرت داوود حکم غیبی صادر می کرد و به شواهد و ادله وابسته نبود. در زمان حضرت داوود شخص فقیری مدتها از خداوند رزق حلالی می طلبید. روزی گاوی در خانه او را شکست و داخل شد. او هم بر این اساس که دعایش مستجاب شده است گاو را سر برید و گوشت آن را کباب کرد و با خانواده اش خوردند. صاحب گاو که به دنبال گاوش می گشت فهمید که آن شخص فقیر گاو را کشته و مصرف کرده است. او را نزد حضرت داوود برد و حضرت داوود از آن شخص فقیر علت کارش را پرسید: او هم گفت من هفت سال بود که دعا می کردم خدا رزق حلالی مرحمت کند، وقتی گاو در را شکست و داخل شد به خود گفتم دعایم مستجاب شده است؛ لذا آن را سر بریدم و با خانواده ام خوردیم.
ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب را بخوانید.

فرا رسیدن اعیاد شعبانیه،
میلاد اسوه پایداری و آزادگی،![]()
سرور و سالار شهیدان،![]()
حضرت ابا عبد الله الحسین(ع)،![]()

و میلاد با سعادت اسوه وفاداری![]()
و از جان گذشتگی،![]()
قمر بنی هاشم، حضرت اباالفضل العباس(ع)![]()
و همچنین روز جانباز،![]()

و همچنین میلاد پر خیر و برکت
سید الساجدین،زین العابدین،![]()
اسوه بندگی، حضرت امام سجاد(ع) را![]()

به عموم مسلمین و همچنین به
پیشگاه حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه)
تبریک و شاد باش می گویم.![]()

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین! و لعنت خدا بر همه دشمنانش!
مولا جان!
دیگر بس است، این درد طاقت سوز هجران.
جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟
ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!
و ای گناه ما، میله های زندان تو!
هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.
عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.
تو را چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟
چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟
آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!
آری!
... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا" برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:
بار الها!
نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!

آيا حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟
در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:
ـ نظريّه أوّل: عدّهاى معتقدند كه حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جستهاند.
الف: استحباب ازدواج:
ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم»([1]).
در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.
و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست.»([2])
اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟
هرگز نميتوان اينگونه نتيجه گرفت، چرا كه او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و داراى همسر ميباشد.
در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرين وجود اهل و عيال براى امام مهدى(عليه السلام) چنين آمده است: «چگونه ترك خواهند كرد، چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر امام هر عصر است، و تاكنون كسى ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است.»([3])
و نيز در كتاب «الشموس المضيئة» آمده است: «اگر در اين زمينه (داشتن همسر و خانواده) هيچ نقل روايى وجود نداشت، و فقط همين مطلبى كه آن حضرت با وجود سنّ زياد از نظر جسمي جوانى قويّ البنيه است... و نيز ميدانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل ميكند، در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزندانى دارد كافى بود»([4]).
ادامه مطلب را بخوانید.



